یکی از اثرات تحولات فرهنگی_اجتماعی در جامعه امروزی ایجاد طلاق عاطفی بین زوجین است. تحولات فرهنگی جریانی است که در آن درنتیجه برخورد یک فرهنگ با فرهنگ دیگر، دگرگونی در نهادها (نهاد خانواده، نهادآموزشی، نهاد مذهبی و...) و ارزشهای یک فرهنگ و جامعه ایجاد میشود. تحولات اجتماعی نیز مجموعهای از تغییراتی است که در طول یک دوره طولانی طی یک یا شاید چند نسل در یکجامعه رخ میدهد. مؤثرترین تحولات فرهنگی- اجتماعی که عاملبهوجودآورندهطلاق عاطفی بین زوجین است، عبارت است از: فضای مجازی، اشتغال زنان، تحصیلات زوجین وتغییر قدرت ساختار خانواده که بهدلیل اهمیت در پژوهش حاضر بررسی میشود. در پژوهش حاضر از روشتوصیفی_تحلیلی (آمیختهای) و روش گرداوری اطلاعات، کتابخانهای استفاده شده است. یافتههای تحقیق حاضر نشان میدهد که بین تأثیر فضای مجازی، اشتغال زنان، تحصیلات زوجین و تغییر ساختار قدرت در خانواده با طلاق عاطفی رابطه مستقیم و معنادار وجود دارد. بدین معنا که با افزایش استفاده از فضای مجازی، احتمال افزایش طلاق عاطفی بین زوجین بیشتر میشود. از طرفی اگر اشتغال زنان بهجای اینکهدر خدمتخانواده قرار گیرد در تعارض با آن باشد موجب زوال روابط زن و شوهری میشود. طلاق عاطفی در میان زوجین با تحصیلات عالی، نسبت به زوجین بدون تحصیلات عالی بیشتر است؛ زیرا عدم پذیرش یا بیتوجهی به نظریات یکدیگر بهدلیل غرور ناشی از خودآگاهی رخ میدهد . همچنین اگر هریک از زوجین در نقش و وظایف خود بهدرستی عمل نکند بههماناندازهمیزانطلاقعاطفیدربینزوجیننیزافزایش مییابد. درپژوهش حاضر این نتیجه نیز حاصل شد کهعلت ایجادمشکلاتعاطفیدرمیانزوجین،نداشتنمهارتهایزندگیبهدلایل گوناگوناست. این درحالی است که بیشترمشکلاتروابطمیانزوجین باآموزش و بسیاری از تدابیر دیگرقابلحلاست.